شعار «جاوید شاه» امروز بخشی از ادبیات سیاسی دوران پهلوی شناخته میشود؛ اما این شعار چگونه وارد فضای سیاسی و خیابانی ایران شد؟
برای پیدا کردن بخشی از پیشینه آن، باید به روزهای پرتنش کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بازگردیم؛ روزهایی که خیابانهای تهران شاهد درگیریهای گسترده و تحولات سرنوشتسازی بود.
در روایتهایی از وقایع آن روزها آمده است که گروههایی از اوباش با سر دادن شعارهای شاهخواهانه و در حالی که چوب و چاقو در دست داشتند، به خانه دکتر لطفی، وزیر دادگستری دولت مصدق، حمله کردند. این حمله پیامدهای تلخی داشت؛ نوه یکساله دکتر لطفی جان خود را از دست داد و چشم چپ او نیز بهشدت آسیب دید و برای همیشه بینایی آن را از دست داد.
این خشونتها تنها به یک مورد محدود نبود. چند ماه بعد، دکتر حسین فاطمی، وزیر امور خارجه دولت مصدق، پس از دستگیری و در هنگام انتقال به دادگستری، هدف حمله گروهی قرار گرفت و بر اثر ضربات چاقو بهشدت مجروح شد. در گزارشها و روایتهای تاریخی، این حمله نیز با فضای شاهخواهانه آن روزها پیوند خورده است.
در کنار این حوادث خیابانی، نقش قدرتهای خارجی در تحولات سیاسی ایران نیز اهمیت ویژهای داشت. آمریکا و بریتانیا در کودتای ۲۸ مرداد و سرنگونی دولت مصدق نقش داشتند؛ رویدادی که به یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران تبدیل شد و نگاه جامعه ایران به آمریکا و دخالت خارجی را تحت تأثیر قرار داد.
سالها بعد، رهبر انقلاب با اشاره به همین تجربه تاریخی فرمودند: «ما آمریکا را از بیستوهشتم مرداد شناخته بودیم.»
۲۸ مرداد را نمیتوان صرفاً یک روز تاریخی دانست. این واقعه نقطه تلاقی کودتا، مداخله خارجی، رقابتهای سیاسی و خشونتهای خیابانی بود؛ اتفاقاتی که نهتنها مسیر سیاست ایران را تغییر داد، بلکه بخشی مهم از حافظه تاریخی چند نسل از ایرانیان را شکل داد.