گاهی تصور میکنیم دفاع از حق، فقط زمانی اهمیت دارد که خودمان در خطر باشیم. اما قرآن نگاه گستردهتری دارد؛ مؤمن، فقط برای نجات خودش زندگی نمیکند، بلکه نسبت به سرنوشت انسانهای مظلوم نیز احساس مسئولیت دارد.
خداوند میفرماید:
«وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ»
«چرا در راه خدا و برای نجات مردان، زنان و کودکانی که تحت ستم قرار گرفتهاند، مبارزه نمیکنید؟»
نکته جالب این آیه این است که پس از «در راه خدا»، بلافاصله از مستضعفان نام میبرد؛ مردان، زنان و کودکانی که زیر فشار ظلم، قدرت دفاع از خود را ندارند. گویی قرآن میخواهد بگوید دفاع از مظلوم، بخشی از حرکت در راه خداست.
این آیه به ما یاد میدهد که بیتفاوتی در برابر ظلم، با روح ایمان سازگار نیست. اگر انسانی در هر نقطهای از جهان، تنها به خاطر حقطلبی، ایمان یا بیدفاع بودن مورد ستم قرار گیرد، مؤمن نمیتواند نسبت به رنج او کاملاً بیاعتنا باشد.
البته این مسئولیت، فقط به میدان جنگ محدود نمیشود. گاهی دفاع از مظلوم با یک سخن حق، یک اقدام انسانی، کمکرسانی، حمایت از حقوق افراد یا جلوگیری از ظلم در محیط خانواده، محل کار یا جامعه معنا پیدا میکند.
جامعهای که درد مظلومان را نبیند، بهتدریج نسبت به هر نوع ظلمی عادی میشود. اما جامعهای که دفاع از انسانهای بیپناه را یک وظیفه بداند، اجازه نمیدهد ظلم به یک امر عادی تبدیل شود.
این آیه یادآوری میکند که ایمان، فقط عبادت فردی نیست؛ ایمان، مسئولیت اجتماعی هم دارد. مؤمن واقعی، تنها به فکر نجات خودش نیست؛ او دلش برای مردان، زنان و کودکانی میتپد که زیر بار ظلم، فریاد کمک سر میدهند.
شاید یکی از مهمترین پیامهای این آیه همین باشد: در برابر ظلم، بیتفاوت نباش. هر جا انسان بیدفاعی زیر فشار ستم قرار گرفته است، وجدان مؤمن نیز باید بیدار باشد؛ زیرا دفاع از مظلوم، یکی از روشنترین جلوههای حرکت در راه خداست.