هر روز با موجی از خبرها و پیامها روبهرو میشویم؛ افزایش قیمت طلا، سقوط بازارها، بحرانهای اقتصادی، احتمال جنگ، کمبود منابع، آیندهای مبهم و دهها خبر نگرانکننده دیگر. بسیاری از این پیامها یک هدف مشترک دارند: ترساندن انسان از آینده.
قرآن قرنها پیش این شیوه را به ما معرفی کرده است:
«الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا»
«شیطان شما را از فقر میترساند و به زشتی فرمان میدهد؛ اما خداوند به شما وعده آمرزش و بخشش خود را میدهد.»
شیطان همیشه با شاخ و دم ظاهر نمیشود. گاهی از پشت یک خبر، یک شایعه، یک تحلیل یا حتی یک ترس دائمی از آینده وارد میشود. مدام در گوش انسان زمزمه میکند: «اگر این کار را نکنی، فقیر میشوی»، «اگر احتکار نکنی، ضرر میکنی»، «اگر فقط به فکر خودت نباشی، عقب میمانی»، «دنیا در حال نابودی است؛ فقط خودت را نجات بده.»
وقتی ترس بر انسان غلبه کند، تصمیمهایش هم رنگ ترس میگیرد؛ بخل جای سخاوت را میگیرد، ناامیدی جای امید را، و بیاعتمادی جای توکل را.
در مقابل، خداوند وعدهای کاملاً متفاوت میدهد؛ نه وعده ترس، بلکه وعده مغفرت و فضل. یعنی اگر به او اعتماد کنی، راههای گشایش را از جایی که گمان نمیکنی برایت فراهم میکند.
این به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی یا بیتوجهی به حوادث دنیا نیست؛ بلکه یعنی اجازه ندهیم ترس، فرمانده تصمیمهای ما شود. مؤمن واقعبین است، اما اسیر وحشت نیست؛ آینده را میبیند، اما امیدش را از دست نمیدهد؛ برنامهریزی میکند، اما دلش را به وعده خدا میسپارد، نه به زمزمههای ترس.
شاید امروز، یکی از مهمترین راههای شناخت وسوسههای شیطان، همین باشد: هر صدایی که امید را از دل انسان بگیرد، او را فقط از آینده بترساند و اعتمادش به خدا را کمرنگ کند، ارزش آن را دارد که با این آیه سنجیده شود.
«الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ... وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا».