برای بعضیها، ظاهراً جان ایرانی دو تعریف متفاوت دارد.
اگر در جریان یک آشوب، اعتراضی یا درگیری داخلی کسی جانش را از دست بدهد، مرگ او تبدیل به سوژهای برای عزاداری، مطالبهگری و روایتهای پررنگ رسانهای میشود؛ اما اگر همان ایرانی در نتیجه حمله نظامی خارجی کشته شود، ناگهان واژهها تغییر میکنند: «هزینه آزادی»، «قربانی راه تغییر»، «بهای رهایی» و دهها توجیه دیگر.
اما یک سؤال ساده باقی میماند:
جان انسان، چه زمانی ارزشمند است و چه زمانی تبدیل به «هزینه» میشود؟
مردم ایران مهره بازی قدرتهای خارجی نیستند.
خانه، خانواده، امنیت و جان آنها چیزی نیست که بتوان برای رسیدن به یک هدف سیاسی، روی کاغذ حسابش کرد.
اگر برای مرگ یک ایرانی عزاداریم، باید برای هر ایرانی که قربانی خشونت میشود عزادار باشیم؛
چه در خیابان، چه در جنگ، چه قربانی گلوله داخلی باشد و چه قربانی بمب خارجی.