آمریکا با یک پادشاهی انقلاب کرد تا جمهوری بسازد؛ اما حالا در قلب واشنگتن، رئیسجمهوری بر سر کار است که بارها از ادبیات و نمادهای سلطنتی استفاده کرده است.
ترامپ در سال ۲۰۲۵ پس از یک تصمیم قضایی درباره عوارض ترافیکی نیویورک نوشت: «زنده باد پادشاه!» و در ادامه نیز استفاده از تصاویر و ادبیات سلطنتی پیرامون او بارها خبرساز شد. حتی در سال ۲۰۲۶، کاخ سفید تصویری از ترامپ و پادشاه بریتانیا را با عنوان «دو پادشاه» منتشر کرد؛ اقدامی که دوباره انتقادها درباره نگاه ترامپ به قدرت را بالا برد.
اما مسئله فقط یک شوخی یا یک تصویر نیست.
وقتی سیاستمداری دائماً خودش را محور قدرت قرار میدهد، مخالفان را دشمن میبیند و مرز میان «کشور» و «خودش» را کمرنگ میکند، جامعه هم به دو اردوگاه تبدیل میشود: آنهایی که رهبر را نجاتدهنده آمریکا میدانند و آنهایی که او را تهدیدی برای جمهوری میبینند.
نشانههای این شکاف را میتوان در خیابانهای آمریکا دید. اعتراضات گسترده «No Kings» در سال ۲۰۲۵ با حضور دهها هزار نفر در شهرهای مختلف شکل گرفت؛ معترضانی که معتقد بودند قدرت رئیسجمهور در حال عبور از هنجارهای دموکراتیک است.
این شکاف فقط میان سیاستمداران نیست؛ جامعه آمریکا نیز بیش از پیش دوقطبی شده است. گزارشهای اخیر از تشدید قطبیشدن سیاسی و حتی افزایش خشونت سیاسی در این کشور حکایت دارند.
شاید بزرگترین خطر برای یک جمهوری این نباشد که یک رئیسجمهور خودش را «پادشاه» خطاب کند؛
خطر واقعی آنجاست که جامعه به جایی برسد که عدهای، قدرت یک فرد را از قانون و نهادهای کشور مهمتر بدانند.
آمریکا برای فرار از سلطنت ساخته شد؛
اما حالا یک سؤال جدی پیش روی این کشور است:
اگر مردم پادشاه نیستند، پس چرا باید رئیسجمهور طوری رفتار کند که انگار تاج بر سر دارد؟