در سرزمین ما، ایراندوستی فقط یک احساس نیست؛
ریشه است.
ریشهای که در زبان، فرهنگ، و در تاریخ این کشور جریان دارد.
و یکی از چهرههایی که این ریشه را با تمام وجود شناخته…
آیتالله خامنهای است.
ایشان بارها گفته:
«چرا من باید بهخاطر ایرانی بودنم احساس حقارت کنم؟ من به زبان خودم افتخار میکنم؛ به فرهنگ خودم افتخار میکنم؛ به وطن و گذشتهام افتخار میکنم.» (فیلم واقعی بیاد)
این جملات فقط یک شعار نیست؛
«جهانبینی» یک ایراندوست واقعی است.
و شاید به همین دلیل است که آیت الله خامنهای، فردوسی را «حکیم ایران» مینامد؛
نه صرفاً یک شاعر.
کسی که ایران را عمیق دوست دارد، بیشک فردوسی را هم عمیقتر میفهمد. چون فردوسی، زبان ایران است؛ روح ایران است.
البته که این شناخت فقط در کلمات نیست… در رفتار هم هست.
وقتی در اوایل انقلاب، گروهی سادهدل میخواستند آرامگاه فردوسی را خراب کنند.
اما آیتالله خامنهای وقتی از ماجرا باخبر شد، فوراً وارد عمل شد. نامهای نوشت و به توس فرستاد؛ تا میراث ایران آسیب نبیند. و همین اقدام، فردوسی را از یک خطر جدی نجات داد. این فقط دفاع از یک مقبره نبود؛ دفاع از شناسنامه ایران بود.
آیت الله خامنهای فردوسی را خوب میشناسد… چون به زبان و فرهنگ این سرزمین عشق میورزد.
چون باور دارد ایران هرچه دارد، از ایمان مردم و از ریشههای فرهنگیاش است.
این نگاه، نگاه یک سیاستمدار نیست؛ نگاه یک ایراندوست عمیق است.**
از این پس باید بگوییم: آیت الله خامنه ای؛ ایرانی ترین ایرانی