مصرفگرایی فقط یک عادت اقتصادی نیست؛ یک سبک زندگی تحمیلشده است که رسانهها و صنعت تبلیغات سالهاست برای گسترش آن تلاش میکنند. در این نگاه، ارزش انسان نه به دانایی، اخلاق و تواناییهایش، بلکه به میزان خرید، برند لباس، مدل تلفن همراه و کالاهای مصرفی او گره میخورد.
رسانهها با بمباران دائمی تبلیغات، این تصور را ایجاد میکنند که خوشبختی در خرید بیشتر، تعویض زودتر و مصرف بیپایان نهفته است. مخاطب هر روز با پیامهایی روبهرو میشود که او را به ناراضی بودن از داشتههایش وادار میکنند؛ گویی تا کالای جدیدی نخرد یا مد روز را دنبال نکند، از قافله زندگی عقب مانده است.
نتیجه چنین رویکردی، گسترش اسراف، افزایش فشار اقتصادی بر خانوادهها، عادی شدن چشموهمچشمی و فاصله گرفتن از فرهنگ قناعت و تولید است. جامعهای که مصرفگرایی در آن به ارزش تبدیل شود، بهتدریج توان پسانداز، سرمایهگذاری و حتی استقلال اقتصادی خود را از دست میدهد.