پر شدن جهان از صلح و دوستی و از بین رفتن اختلافات قومی و نژادی، شعارهای فریبندهای است که معمولاً تمام فرقههای نوظهور برای فریب مردم بر بال این شعارها سوار میشوند. فرقه ضاله بهائیت هم از این قاعده مستثنی نیست. هر کس که در برابر عقاید انحرافی این فرقه ایستاد، سرانجامش یا ترور بود یا تهدید. از امیرکبیر، صدراعظم، گرفته تا ملا محمدتقی ورقانی، عالم دینی، میتوان ردپایی از مشارکت سران و پیروان بهایی در قتل این بزرگان یافت.
آنها حتی به حاجی جعفر، پیرمردی که از بها، رهبر بهاییان، طلبکار بود نیز رحم نکردند و او را از بالای کاروانسرا پایین انداختند. ادوارد براون، ایرانشناس مشهور بریتانیایی، مینویسد رهبران بهائیت نصیر بغدادی را که یک آدمکش حرفهای بود، برای کشتار مخالفانشان استخدام کرده بودند. اما قساوت و جنایت بهاییان زمانی به اوج خود میرسد که فریدون آدمیت، مورخ مشهور ایرانی، مینویسد بهاییان در جریان شورشهای متعددی که در سرتاسر کشور به پا کرده بودند، اسیران جنگی را دستوپا میبریدند و در آتش میسوزاندند.
اینها حقایقی است که رهبران فعلی بهائیت خوش ندارند مردم از آنها باخبر شوند؛ چرا که پشت این چهره به ظاهر مهربان، دستانی آغشته به خون مخفی شده است.