منابع عظیم نفت و گاز غرب آسیا طی بیش از یک قرن، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت در نظام بینالملل بودهاند. بسیاری از قدرتهای استعماری و سپس قدرتهای بزرگ جهانی تلاش کردند از طریق نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی، کنترل خود را بر این منابع راهبردی حفظ کنند. در این چارچوب، حکومتهای وابسته و همسو با منافع استکبار در بخشهایی از منطقه مورد حمایت قرار گرفتند تا جریان انتقال انرژی و تأمین منافع قدرتهای غربی با کمترین چالش ادامه یابد.
از این منظر، جنبشهای استقلالطلبانه و جریانهای مردمی که خواهان حاکمیت ملی بر منابع طبیعی بودند، میتوانستند معادلات قدرت را برهم بزنند. زیرا تحقق اراده ملتها به معنای افزایش کنترل داخلی بر ثروتهای ملی و کاهش نفوذ بازیگران خارجی در سرنوشت کشورهای منطقه بود.
قدرتهای غربی برای حفظ نفوذ خود تنها به ابزارهای نظامی و سیاسی متکی نبودند، بلکه در کنار آن از ابزارهای فرهنگی، فکری و اجتماعی نیز بهره میبردند. در همین چارچوب، برخی جریانهای خودساخته و جعلی فکری و مذهبی نیز مورد توجه این قدرتها قرار گرفتند. یکی از این آیینهای ساختگی، بهاییت است.