کسی که جهانیان را برای خودش آفریده است، حالا به زندان افتاده و حتی اجازه ملاقاتی ندارد. این عبارت، فرازی از گلایههای دوران زندان میرزا حسینعلی نوری، رهبر فرقه بهائیت، است. البته نمیگوید که او چگونه خداییست که به دست بندگانش زندانی شده و حتی توان باز کردن یک قفل را هم ندارد.
میرزا شب تولدش را مبارکباد میگوید و مینویسد: «چه مبارک شبیست که همچون منی به دنیا آمد که نه زاییده شده و نه فرزندی دارد.» ولی حقیقت ماجرا این بود که جناب نوری ۵ فرزند از خود به جا گذاشت و نظریه خودش را هم زیر سؤال برد.
حج بهاییان، زیارت خانه میرزاست و قبلهشان قبر میرزا که در اسرائیل قرار دارد. ذکر نمازشان همچنین ذکری خودساخته و خودخوانده است که حتماً باید به تنهایی خوانده شود و حتی نماز جماعت را حرام میدانند.
آنچه که بهاییان تحت عنوان دین و آیین به دیگران معرفی میکنند، ملغمهای است از ادیان مختلف که وقتی از تناقضات بیپایان آنها سؤال میشود، پاسخشان یک چیز است: «و بهائیت یعنی اطاعت بیچونوچرا.» اگر پیروان زیاد سؤال بپرسند، دینداری و وفاداریشان مشکوک میشود.