کردستان ایران، نقطهای استراتژیک در معادلات امنیتی منطقه، همواره مورد توجه بازیگران خارجی بوده است. از دههها پیش، گروههای تجزیهطلب در این منطقه فعالیت داشتهاند، اما در سالهای اخیر، جنگ اطلاعاتی و رسانهای به یکی از مهمترین ابزارهای مداخله خارجی تبدیل شده است. در رأس این عملیاتها، موساد قرار دارد که از طریق شبکههای رسانهای، عوامل نفوذی و ارتباطات مخفی با گروههای مسلح، در تلاش برای تقویت تنشهای قومی در کردستان است
موساد طی دو دهه گذشته تلاش کرده است با گروههایی مانند پژاک ارتباط برقرار کند و از آنها بهعنوان ابزارهای فشار بر ایران استفاده کند. گزارشهای امنیتی نشان میدهند که برخی از رهبران پژاک در سالهای گذشته در پایگاههای مخفی در اقلیم کردستان عراق با افسران اطلاعاتی اسرائیل ملاقات کردهاند و کمکهای مالی، آموزشی و لجستیکی دریافت کردهاند. اما این تنها بخش آشکار ماجراست. بخش پنهان این جنگ، در فضای رسانهای و جنگ روانی جریان دارد. موساد، از طریق رسانههای فارسیزبان وابسته به دولت اسرائیل، شبکههای اجتماعی و کمپینهای تبلیغاتی هدفمند، به تحریک احساسات قومی و افزایش بیاعتمادی بین اقوام ایرانی دامن زده است. برای مثال، در سال ۲۰۱۹یک شبکه تلویزیونی وابسته به اسرائیل مستندی منتشر کرد که در آن، گروههای تجزیه طلب کرد بهعنوان «مبارزان آزادی» معرفی شدند، درحالیکه اسناد داخلی همان گروهها نشان میداد که برخی اعضای آنها بهطور مستقیم از موساد دستور میگیرند.
استراتژی اسرائیل در کردستان، ایجاد یک منطقه بیثبات و بحرانزده است. هرچه تنشهای داخلی بیشتر شود، ایران مجبور خواهد شد منابع بیشتری را برای مدیریت بحران داخلی صرف کند و این امر، موقعیت منطقهای آن را تضعیف خواهد کرد. این دقیقاً همان هدفی است که دکترین داگان دنبال میکند: بیثباتسازی از طریق درگیریهای داخلی و جنگ اطلاعاتی.