سال ۲۰۰۲مئیر داگان بعنوان رئیس موساد منصوب شد. داگان یکی از برجستهترین شخصیتهای اطلاعاتی اسرائیل بود و در اولین اقدام آغاز به طراحی دکترین پنجگانه برای مقابله با تهدیدات امنیتی اسرائیل کرد.
دکترین پنجگانه داگان بهطور عمده بر بیثباتسازی کشورهای متخاصم، بهویژه ایران، از طریق ایجاد تفرقه قومی و مخدوش کردن اتحاد ملی تمرکز داشت.
- حمایت از گروههای تجزیهطلب: داگان بر این باور بود که ایجاد بیثباتی در کشورهای دشمن از طریق حمایت از گروههای تجزیهطلب و مخالفان داخلی، میتواند قدرت مرکزی را تضعیف کند. این استراتژی در کردستان، خوزستان و سیستان و بلوچستان پیاده شد.
- ترورهای هدفمند: انجام ترورهای هدفمند علیه شخصیتهای کلیدی، دانشمندان و فعالان سیاسی نهتنها برای کاهش توان عملیاتی کشورهای مخالف بلکه برای ایجاد جو ترس و بیاعتمادی در داخل کشور طراحی شده بود. موساد در این مسیر از شیوههای بسیار پیچیده و دقیق استفاده کرد.
- جنگ شناختی و رسانهای: ایجاد شکافهای اجتماعی از طریق استفاده از رسانههای فارسیزبان و شبکههای اجتماعی برای تحریک احساسات قومی و مذهبی و ایجاد تفرقه در میان اقوام مختلف ایران، جزو اهداف اصلی این استراتژی بود.
- حملات سایبری: موساد همچنین به کارگیری حملات سایبری و نفوذ دیجیتال را بهعنوان یک ابزار قدرتمند برای ایجاد تفرقه و بیثباتسازی در داخل کشورها بهویژه ایران در دستور کار خود قرار داد.
- تضعیف وحدت داخلی: در نهایت، دکترین داگان تلاش داشت تا از طریق ایجاد تفرقهافکنی، رقابتهای قومی و اختلافات داخلی، ایران را از درون ضعیف کرده و به آن ضربه بزند.
این دکترین پنجگانه، که بهویژه در دوران ریاست داگان در موساد پیادهسازی شد، همچنان تأثیرات عمیقی در سیاستهای اسرائیل در منطقه و رویارویی با ایران دارد.